نمیدونم چراچند وقتیه که با شنیدن نام "مذاکره" حالت تهوع میگیرم؟!

نمیدونم چراچند وقتیه که با شنیدن نام "مذاکره" حالت تهوع میگیرم.
نزد طبیبی حاذق رفتم
گفت ریشه تهوعه ات عصبی ست
گفت بعضی وقت ها آدم با شنیدن نامی چون ناخواسته یاد ماجرایی بد می افتد، برایش تداعی منفی میشود و بعد به معده اش میزند...
به فکر فرو رفتم
یادم آمد
چندی پیش در کلاس تاریخ وقتی برای اولین بار معلممان ماجرای حکمیت در جنگ صفین را کامل توضیح داد، آنقدر قرمز شده بودم که نزدیک بود از هوش بروم.
آخر معلم تاریخمان میگفت که امیرالمومنین ع جنگ را برده بود
در دقیقه 90 برخی شعار تعامل سر دادند و اصلا یادشان رفت معاویه همان فرزند هند جگرخوار است
علی ع را به پای میز "مذاکره" کشاندند و جنگ برده اش را ناتمام گذاشتند
هر چه علی ع گفت "مذاکره" خدعه دشمن است، اینها میخواهند جنگ باخته را دوباره ببرند کسی گوش نکرد که نکرد
تازه حاضر نشدند مالک را که نماینده علی ع بود به مذاکره بفرستند
گفتند مالک جنگ طلب، خشن و غیر منعطف است
سرآخر پایشان را در یک کفش کردند که الا و بلا باید ابوموسی اشعری برای مذاکره برود
علی ع گفت من به ابوموسی مطمئن نیستم. آنها گفتند شما بدبین هستی. ابوموسی خوب و انقلابی ست
علی ع گفت من به نتیجه این مذاکرات خوشبین نیستم. شما به هدفی که ازین مذاکرات دارید نمیرسید.
گفتند در مذاکرات خوشبینی و بدبینی معنا ندارد
علی گفت باشد مذاکره کنید، این هم تجربه ای میشود برای مردم که بفهمند به ترسوها و آنها که پای مقاومت ندارند نباید اعتماد کرد
مذاکره ابوموسی و عمر و عاص شروع شد
تا مدتها متن مذاکرات محرمانه بود
علی ع مالک را فرستاد تا به ابوموسی بگوید ما پشتیبان توایم، مبادا به عمرو عاص اعتماد کنی، او شیطان بزرگ است...
ابوموسی ابرو در هم کشید و به مالک گفت: شما توهم توطئه دارید، عمروعاص مودب و باهوش است. اگر او به من قولی دهد به او اعتماد میکنم.
روز اعلام نتیجه مذاکرات حکمیت شد
در مذاکرات محرمانه با هم non paper البته به طور شفاهی امضا کرده بودند که هر دو علی ع و معاویه را عزل کنند و امر را به رای عمومی بگذارند.
در مسجد عمروعاص اول به ابوموسی تعارف زد. گفت تو بزرگ مایی. ابوموسی خندید و بالای منبر رفت و گفت: چنانکه این انگشتر را از دست در می آورم علی ع را از خلافت عزل میکنم. بعد پایین آمد و با لبخند به عمروعاص بفرما زد
عمروعاص بالا رفت و گفت چنانچه این انگشتر را از دست در میآورم علی ع را خلع و چنانچه دوباره این انگشتر را به دست میکنم معاویه را نصب مینمایم!
ابوموسی خشکش زده بود
اما علی ع از همان ابتدا خوشبین نبود
.
اینچنین معاویه جنگ باخته را با مذاکره برد
.
تازه فهمیده بودم چرا این روزها با شنیدن نام "مذاکره" حالت تهوع میگرفتم
.
ذکر این روزهایم این است:
مالک کجایی که علی ع تنهاست!

امام خامنه ای:
این مذاکره‌ای که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور - که آمریکا هم جزو این شش کشور است - فقط در مورد مسائل هسته‌ای است و لاغیر. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانی گفتم [که‌] مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمیکنیم. یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است - که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد - این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد ...
ما پیشرفت کردیم، ما مقتدر شدیم، ملّتمان ملّت آگاهی شده؛ البتّه فشار میآورند. این فشارها را بایستی با تکیه‌ی بر تواناییهای خودمان در داخل تحمّل کنیم و از آن عبور کنیم؛ این کار عاقلانه‌ای است که انجام میگیرد. البتّه عرض کردیم، باز هم تکرار میکنیم: با تلاشی که دولت محترم و مسئولین کشور دارند انجام میدهند، ما موافقیم. یک کاری است، یک تجربه‌ای است، احتمالاً یک اقدام مفیدی است؛ این کار را انجام بدهند، اگر نتیجه گرفتند که چه بهتر، امّا اگر نتیجه نگرفتند، معنایش این باشد که برای حلّ مشکلات کشور بایستی کشور روی پای خودش بایستد. این توصیه‌ی قبلی خودمان را باز هم تکرار میکنیم: به دشمنی که لبخند میزند، اعتماد نکنید؛ این را ما به مسئولینمان، به بچّه‌های خودمان، فرزندان خودمان - اینهایی که در مسئله‌ی دیپلماسی مشغول کار هستند، بچّه‌های مایند، جوانهای خود مایند - [توصیه میکنیم‌]؛ توصیه‌ی ما به اینها این است: مراقب باشید لبخند فریبگرانه شما را دچار اشتباه نکند، دچار خطا نکند؛ ریزه‌کاریهای کار دشمن را ببینید.
۹۲/۸/۱۲

#مذاکره
#توافقنامه_وین
#این_مالک

/ 4 نظر / 7 بازدید
رضا سهرابی

با سلام با احترام دعوتید به شعری تقدیم به لاله های این خاک... منتظر دیدگاهتون در مورد شعرم هستم... التماس دعا یاعلی،مدد است.

رضا سهرابی

با سلام با احترام دعوتید به شعری تقدیم به لاله های این خاک... منتظر دیدگاهتون در مورد شعرم هستم... التماس دعا یاعلی،مدد است.

رضا سهرابی

سلام احمد جان...خوبی برادر ان شاءالله؟ منو یادته؟؟؟ یه راست بریم سر اصل مطلب با اجازت من رضا سهرابی دانشجوی ترم دوی حقوق... می خوام یه نشریه توی دانشگاه بزنم،فرهنگی-سیاسی... ببین...تو احمدی نزادی...منم احمدی نژادی.... میخوای کار کنی یا نه؟ دارن لهمون میکنن...باید فعالیت کنیم... خیلی وقته وبلاگتو مرتب میخونم...توی پلاس هم مطالبتو دنبال میکنم.... حقیقتش میخواستم یه بخشی از صحبتای استاد رحیم پور ازغدی تو نماز جمعه آخرش رو بزارم تو نشریه اما دیگه وقتش گذشت... الان دنبال یه مطلب تحلیلی سیاسیم که هم تخریبی باشه هم انقدر تو لفافه صحبت کرده باشه که صدای اونوریا درنیاد... الان این متنت به نظرم خوب بود... اما بازم اگه خودت متن بهتری سراغ داشتی یا سایتی مفید و انتقادی به دولت سراغ داری لطفا بهم اطلاع بده... راستی اسم نشریمون بیداری... خیلی لطف کردی... حق نگهدارت دعام کن احمد جان... یاعلی(ع)،مدد است.

رضا سهرابی

سلام ممنونم فقط لطفا سریع تر...زیاد وقت نداریم...یه دنیا ممنونم یاعلی(ع)،مدد است.